محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

394

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مجذوب مىشد تا آنجا كه گردن آن را مىگرفت و همچنان به صوت داود گوش مىداد و شيطانها مزمار و بربط و سنج از آهنگ صوت وى ساختند . داود سخت كوش بود ، پيوسته عبادت مىكرد و بسيار مىگريست . و خداى وصف داود را با پيمبر خويش محمد صلى الله عليه و سلم بگفت كه : « * ( اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الأَيْدِ إِنَّه أَوَّابٌ . إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَه يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالإِشْراقِ » 38 : 17 - 18 ) * [ 1 ] . يعنى : بر آنچه گويند صبورى كن و بندهء ما داود را ياد كن كه وى بازگشت كننده بود ما كوهها را رام وى كرديم كه شبانگاه و هنگام بر آمدن آفتاب تسبيح مىكردند . گويند داود عليه السلام به شب نماز مىكرد و نيمهء ايام را روزه مىداشت و شب و روز چهار هزار كس نگهبانى وى مىكردند . گويند : روزى از پروردگار خويش خواست كه به منزلت همانند ابراهيم و اسحاق و يعقوب باشد كه مانند آنها به معرض امتحان در آيد و همه فضيلتهاى آنان را داشته باشد . از سدى روايت كرده‌اند ، داود ايام را به سه قسمت كرده بود : روزى ميان مردم داورى مىكرد و روزى براى عبادت خدا به خلوت مىنشست و روزى با زنان خويش به سر مىبرد . و او را نود و نه زن بود و در كتابها فضيلت ابراهيم و اسحاق و يعقوب را مىخواند و يك بار گفت : « پروردگارا نياكان من همه نيكىها را برده‌اند ، مرا نيز از فضايل آنها عطا كن . » و خدا عز و جل به دو وحى كرد كه نياكان توبه معرض امتحان آمدند و بليه ها تحمل كردند كه تو نكرده اى . ابراهيم به كشتن فرزند خود مبتلا شد ، اسحاق كور شد و يعقوب به غم دورى يوسف دچار شد ، ولى توبه اين گونه بليات نيفتاده اى .

--> [ 1 ] - ص : 17 و 18